سلطان محمد مطربي سمرقندي

604

تذكرة الشعراء ( فارسي )

غزل : تا عهد و مهر را ز سر كين شكست و بست * اسلام قفل كفر و در دين شكست و بست تسبيح زهد بر كف و زنّار بر ميان * از بهر دوست عاشق بىدين شكست و بست پرهيز خويش و دل به كمند دو زلف يار * بيمار غم به گريهء خونين شكست و بست صد آرزوى سحر و زبان مسيح را * اين عيسى مسيح به تلقين شكست و بست با شاهباز طبع « صبورى » به دور شعر * جام نشاط وصف سلاطين شكست و بست و له : سرچشمهء محيط محبّت دل من است * ماتم‌سراى كلبهء غم منزل من است خونم نهان مريز كه در پيش هركسى * صد بار گفته‌ام كه فلان قاتل من است موسى اگر ز بهر تجلّى به طور رفت * آن واقعه به عشق تو در محفل من است از طينتى كسى كه گل مهر سر زند * در بوستان عشق در آب و گل من است از درد و غم خلاص « صبورى » نمىشوم * تا در زمانه آيت غم نازل من است [ 246 ] [ صادقى صوفى بالتو ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] صادقى ، تخلّص لطيف جناب آصف‌صفات وزارت سمات ، المرّجو بعواطف الملك الهو ، مولانا محمد صادق المدعوّ به « صوفى بالتو » است كه از فصحاى مقرّر و بلغاى مشتهر است . جناب مشار اليه اطوار سنجيده ، خوب و گفتار پسنديدهء مرغوب دارد . ذات بابركاتش ، در انشاى عبارات بىبدل و در افشاى استعارات ، مشهور به مثل است . اكثر از فضايل را كسب كرده ، سيّما در فنّ سياق ، اظهار مهارت مىكند و در اين باب رساله [ اى ] نوشته است كه تا مستوفى ديوان قضا و قدر ، به حكم : إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ « 1 » دفتر آمال عالم را به ارقام مجد و جلال و سياق فضل و افضال زيب و زينت داده و ضلع هر

--> ( 1 ) . سورهء قمر ( 54 ) ، 49 .